از مریدی عثمان تا یاری حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا/ حب به اهل بیت(ع) چگونه باعث هدایت انسان‌ها می‌شود؟

از-مریدی-عثمان-تا-یاری-حضرت-سیدالشهدا(ع)-در-روز-عاشورا/-حب-به-اهل-بیت(ع)-چگونه-باعث-هدایت-انسان‌ها-می‌شود؟

گروه معارف-رجانیوز: شهيد مرتضى مطهّرى، نخستين انديشمند شيعى است كه به نقش زنان در حادثه عاشورا پرداخته است.

وى در كتاب حماسه حسينى، نهضت عاشورا را نهضتى مذكّرـمؤنّث (مردانه ـ زنانه) مى داند و مى گويد: «تاريخ كربلا، يك تاريخ و حادثه مذكّر ـ مؤنّث است. حادثه اى است كه مرد و زن، هر دو، در آن نقش دارند؛ ولى مرد، در مدار خودش و زن، در مدار خودش».

طبق تحلیل شهید مطهری، امام حسین(ع) برای تک تک اعضای خانواده‌اش رسالتی عظیم قائل بود و به همین دلیل آن‌ها را با خود همراه می‌کند. مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند: «امام(ع) همان کاری را کردند که پیامبر اکرم(ص) در روز مباهله انجام دادند و تمام خانواده را برای دفاع از حق به میدان آوردند».

در بررسی واقعه‌ی عاشورا در می‌یابیم که علاوه بر خاندان پیغمبر(ص) زنان زیادی در این میان حماسه آفرینی کرده‌اند. یکی از این بزرگان، «دُلهَم» همسر «زهیر بن قین» است. زهیر یکی از مریدان عثمان بود. او امیرالمومنین(ع) را عامل مرگ عثمان می‌دانست و طبق تاریخ از خون خواهان خلیفه سوم به حساب می‌آمد. این عقیده سبب شده بود تا زهیر از امام حسین(ع) فاصله بگیرد و تمام سعی خود را ‌می‌کرد تا در مسیر بازگشت از حج با کاروان امام حسین(ع) مواجه نشود. اما دلهم محبت اهل بیت رسول الله(ص) را در دل داشت. محبت قلبی او به امام حسین(ع) همسرش را از تاریکی نجات داد. وقتی قاصد امام به خیمه‌ی زهیر آمد و او را به نزد اباعبدالله(ع) فراخواند، زهیر برای رفتن تعلل می‌کرد. دلهم همسرش را ترغیب به رفتن نمود و به او گفت: «دعوت فرزند رسول الله را چگونه رد می¬کنی؟». این سخن دلهم لایه‌های سفید وجود زهیر را بار دیگر نمایان کرد. وی به نزد امام حسین(ع) رفت. روایت معتبری از محتوای سخنان امام با زهیر وجود ندارد. اما وقتی زهیر نزد دلهم بازگشت تغیّر قلبی‌اش برای دلهم مشهود بود. برخی می‌گویند در همان زمان زهیر دلهم را رها کرد تا او آسیبی نبیند ولی با توجّه به کلام ابن سعد و ابن عساکر که دلهم پس از شهادت زهیر، غلامش شجره را برای تکفین وی فرستاد، می‌توان گفت، دلهم همراه زهیر بوده و سرنوشتش به اسرای کربلا گره خورده است.

واکنش دلهم به دعوت امام حسین(ع)، سرنوشت زندگیشان را تغییر داد و سعادتی بزرگ نصیبشان کرد. زهیری که به خیمه‌ی امام(ع) رفته بود، شیفته‌ی امام شد و به یاران امام پیوست. شب عاشورا که امام حقش را از همه برداشت و گفت می‌توانید بروید، نرفت. مردانه ایستاد و خطاب به امام حسین(ع) گفت: «به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، باز زنده گردم و سپس کشته شوم، تا هزار مرتبه، تا خداوند تو و اهل بیتت را از کشته شدن در امان دارد».

زهیر فرمانده جناح راست حضرت بود. زهیر مدافع خیام بود. زهیر در هنگام نماز ظهر عاشورا، سپر تیغ و نیزه‌هایی شد که به سمت امام پرتاب می‌کردند. زهیر در میدان نبرد دلیرانه در راه حق جنگید و تا ابد در تاریخ ماندگار شد. رستگاری زهیر ریشه در شیفتگی دلهم به اهل بیت پیامبر داشت و قبولی حج آن‌ها جز با فدا شدن در راه سیدالشهدا(ع) ممکن نبود.