علت تغییر لحن ترکیه در قبال سوریه چیست؟

عبدالباری عطوان در ابتدای سرمقاله امروز خود در روزنامه رای الیوم سوالاتی را درباره روابط ترکیه و سوریه مطرح و تلاش کرد که به آنها پاسخ دهد.

عطوان نوشت: پوتین چگونه توانست اردوغان را برای آشتی با سوریه متقاعد کند؟ چه “خطراتی” باعث شد که اردوغان دست از “لجاجت” برداشته و اعتراف کند که آمریکا و نیروهای ائتلاف بزرگترین حامیان تروریسم در سوریه هستند؟

رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه دیروز جمعه اعلام کرد که وی و دولتش باید همراه با سوریه گامهای “بلندی” برای خنثی کردن طرحهای دشمنان بردارند که هدف از آن تخریب منطقه و جهان اسلام است. وی افزود که کشورش هیچ طمعی به خاک سوریه نداشته و متعهد به حفظ تمامیت ارضی این کشور است.

این تغییر ناگهانی لحن و بیان اردوغان، احتمالا در چارچوب ارزیابی های مجدد سیاستهای ده ساله وی و بازتاب دهنده تمایلش برای گشودن صفجه جدید و متفاوتی با سوریه در تمام عرصه هاست.

این تغییر موضع و لحن آشتی‌جویانه ناگهانی درقبال سوریه نمی‌تواند دفعی و ناگهانی صورت گرفته باشد و رئیس جمهور ترکیه احتمالا پس از بررسی عمیق خطراتی که ترکیه و کل منطقه را تهدید می‌کند، به این نتیجه رسیده که راهی جز اتخاد این تصمیم و عدول از همه سیاست های پیشین نیست .

رمز این تغییر موضع را باید در دیدار دو هفته پیش اردوغان و پوتین در تفرجگاه سوچی در روسیه جستجو کرد. دیداری که در آن تحولات سوریه و دستیابی به تفاهماتی راهبردی برای حل و فصل بحران سوریه بر بستر پذیرش خواستهای سوریه مبنی بر لزوم خروج کامل نیروهای ترکیه و همکاری آنکارا در مبارزه با گروه‌های تروریستی -که دو کشور را تهدید می‌کنند- و احیای معاهدات قبلی در این زمینه به ویژه معاهده ۱۹۹۸ آدانا به درخواست پوتین و ضمانت وی بررسی شد.

اظهارات اخیر مولود چاووش اوغلو وزیر خارجه ترکیه درباره دیدار یک سال پیش وی با همتای سوری فیصل المقداد در بلگراد و تاکید او بر ضرورت آشتی ترکیه و سوریه بی دلیل نبود بلکه برای فراهم کردن تدریجی زمینه بازگشت به گفت وگو با سوریه برای رسیدن به مصالحه ای مورد قبول برای طرفین مطرح شد.

اکنون اردوغان به زبان خود اعتراف کرده که ایالات متحده و نیروهای ائتلاف تحت سرکردگی این کشور نخستین حامی و تغذیه کننده تروریسم در سوریه هستند که این گفته فقط در مورد گروههای مسلح متخاصم با ترکیه نیست بلکه گروههای مسلح متخاصم با سوریه را نیز دربرمی گیرد. حال آنکه تا پیش از آن، هر فرد دیگری که این حقایق را بیان می کرد، از جانب تشکیلات ترکیه به خیانت متهم می شد و در زمره دشمنان قرار می گرفت.

رئیس‌جمهور اردوغان به خوبی می‌داند که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری در ژوئن آینده، موضوع پناهندگان سوری کارت برنده ای در دست رقبای انتخاباتی وی خواهد بود که در میان موج نارضایتی از وی و حزب حامی اش، مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اپوزیسون ترکیه متشکل از شش حزب یک برنامه سیاسی، اقتصادی و انسانی ویژه ای برای بازگرداندن آوارگان سوری به کشورشان با تفاهم با مقامات دمشق دارند.

اکنون پرسش مطرح این است که واکنش دولت سوریه به اظهارات اردوغان و چاووش اوغلو و دولت بهشتی رهبر حزب ملی ترکیه و قویترین همپیمان رئیس جمهور ترکیه چه خواهد بود؟

همه به خوبی از زخم عمیق دولت و مردم سوریه و آسیبهایی که در ده سال سیاه گذشته و کشته شدن صدها هزار نفر و تخریب شهرها و غارت ثروتهای ملی، در نتیجه دخالت سیاستی و نظامی ترکیه در امور سوریه به خوبی آگاه هستیم. این درحالی بود که سوریه هرگز اقدامی علیه ترکیه نکرده بود بلکه آن را متحد و برادر خود می دانست. اما سوریهِ پیروز و استوار بر زخمهای عمیق فائق آمد و دستی که به نشانه دوستی دراز شده می فشارد زیرا منافع دولت ها و مردم یک کشور بر ملاحظات و رنجهای شخصی تقدم دارد.

ترکیه به رهبری اردوغان به اجبار و ناگزیر به تغییر رویکرد خود روی آورده است، شاید آتش زدن پرچم ترکیه در شمال سوریه در اعتراض به این تغییر موضع و تمایل برای آشتی با دمشق و پشت سر گذاشتن همه اختلافات پیشین، همان شوکی باشد که رئیس جمهور ترکیه برای بیدارشدن از کابوس سوریه و دست برداشتن از لجاجت، به شدت به آن نیاز داشت.

به نظر می رسد زیرکی سوریه، سیاست مبتنی بر صبر و ایمان راسخ به پیروزی نهایی و جنگیدن تا آخرین قطره خون برای حفظ کشور و سرزمین آن، راهبرد صحیحی بوده که اکنون در حال ثمر دادن است و مذاکرات سوریه و ترکیه به احتمال زیاد به زودی زیر نظر پوتین آغاز خواهد شد. باید تاکید کرد که ما موافق آشتی بر اساس مساوات و رعایت مصالح همگانی هستیم.