- خانه
- / خاورمیانه
کد خبر: ۱۰۱۳۰۰۲
ستایش تمدن غرب با چشمان بسته به تاریخ
تناقض بزرگ روبیو
سخنرانی مارکو روبیو در آتن، با ستایش تمدن غرب، روایتی گزینشی از تاریخ ارائه میدهد که نقش تمدنهای دیگر و هزینههای استعمار، بردهداری و فتوحات را نادیده میگیرد. منتقدان تأکید میکنند دستاوردهای غرب حاصل تعامل تمدنهاست و دموکراسی و آزادی نیز با تناقضهای تاریخی همراه بودهاند. این روایت، با کمرنگکردن خشونتهای گذشته و مخالفت با نقد تاریخی، غرور تمدنی را جایگزین مواجهه صادقانه با تاریخ میکند.
پ ، پـ
فرارو– مارکو کارنلوس، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و سفیر سابق ایتالیا در عراق
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست ای، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هفتم اکتبر در آتن سخنرانی ایراد کرد که با وجود اهمیت سیاسی و محتوایی، بازتاب چندانی نیافت. این سخنرانی بهدلیل احتمال نامزدی او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ و همچنین برداشت بحثبرانگیزش از تاریخ غرب، شایسته بررسی است.
روبیو در برابر پارتنون، بنای نمادین یونان باستان، از سرنوشت تمدنی غرب سخن گفت و مدعی شد غرب کنجکاوی، بلندپروازی و بیصبری در برابر تصور ناممکنبودن را به جهان عرضه کرده است. اما پشت این بیان پرطمطراق، روایتی گزینشی قرار داشت که دستاوردهای غرب را برجسته میکرد و نقش تمدنهای دیگر و هزینههای تاریخی گسترش قدرت غربی را نادیده میگرفت.
او یونانیان باستان را سرچشمه ویژگیهایی دانست که بعدها غرب را از تمدنهایی متمایز کرد که به ادعای او، هدف اصلیشان ثبات و تأمین نیازهای اولیه بود. چنین برداشتی گویی سازندگان معابد آنگکور در کامبوج، منجمان سمرقند، مهندسان جادههای اینکاها و ریاضیدانان منطقه کرالا در هند، صرفاً به بقا میاندیشیدند. این تصویر با تاریخ سازگار نیست. ابنبطوطه سه دهه جهان شناختهشده زمان خود را پیمود و دریانوردان پلینزیایی بدون ابزارهای ناوبری مدرن، پهنه اقیانوس آرام را پشت سر گذاشتند. کنجکاوی و نوآوری هرگز انحصار تمدن غرب نبوده است.
میراثی که بدون جهان اسلام کامل نمیشود
روایت روبیو حتی درباره میراث یونان نیز ناقص است. بخش مهمی از فلسفه و علوم یونانی بهواسطه دانشمندان مسلمان حفظ شد، گسترش یافت و به اروپای قرون وسطی رسید. مترجمان و اندیشمندان بغداد آثار یونانی را ترجمه و تفسیر کردند و این میراث از مسیر کتابخانههای جهان عرب و اندلس اسلامی به اروپا انتقال یافت. بنابراین، میراث علمی غرب نه زنجیرهای مستقل و بیوقفه، بلکه نتیجه تبادل دانش میان تمدنهاست.
روبیو در ادامه، اسکندر مقدونی، ژولیوس سزار، شارلمانی و هرنان کورتس را حاملان میراثی باشکوه معرفی کرد و از ویژگیهایی ستایش کرد که اسکندر را به فتح جهان شناختهشده آن روزگار رساند. اما این روایت، هزینه انسانی فتوحات را به حاشیه میراند. کورتس پایتخت آزتکها را ویران کرد و میلیونها نفر را زیر سلطه فاتحان اسپانیایی قرار داد. کریستف کلمب نیز که روبیو از او بهعنوان کاشف یاد کرد، با نظام کار اجباری و بردهسازی در هیسپانیولا پیوند داشت؛ نظامی که جمعیت بومی جزیره را در مدتی کوتاه بهشدت کاهش داد.
وقتی اکتشاف به ابزار استعمار تبدیل میشود
اشتیاق به کشف ناشناختهها که روبیو آن را از ویژگیهای برجسته غرب میداند، بارها به توجیهی برای سلطه تبدیل شده است. تجارت برده در اقیانوس اطلس حدود ۱۲ میلیون آفریقایی را بهزور سوار کشتیها کرد و بیش از یک میلیون نفر در مسیر انتقال جان باختند.
همین منطق در تقسیم آفریقا میان قدرتهای اروپایی در کنفرانس برلین طی سالهای ۱۸۸۴ و ۱۸۸۵ نیز دیده میشود. جنگهای تریاک در قرن نوزدهم، که طی آن بریتانیا با زور نظامی چین را به پذیرش تجارت مواد مخدر وادار کرد، نمونه دیگری است. در هند و کنگوی تحت سلطه لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک، نیز بهرهکشی استعماری با خشونت گسترده همراه بود. در کنگو، سهمیههای اجباری تولید لاستیک با مجازاتهایی چون قطع اعضای بدن اجرا میشد و میلیونها نفر جان باختند.
تناقضهای دموکراسی آتن و آمریکا
خود آتن، محل سخنرانی روبیو، تناقضهای این روایت را آشکار میکند. دوران طلایی پریکلس که او ستود، بر بردهداری استوار بود. بردگان در معادن نقره لائوریون، در شرایطی طاقتفرسا کار میکردند و زنان و خارجیها از حقوق شهروندی محروم بودند. دموکراسی آتن در عمل به اقلیتی از مردان بالغ محدود میشد.
روبیو همچنین مدعی شد غرب نیروی درونی خود را از دست داده، زیرا از ویژگیهای استثناییاش شرمگین شده است. او انتقال صنایع به خارج، گشودهشدن مرزها و واگذاری حاکمیت به نهادهای بینالمللی را نشانه افول دانست. اما آمریکا خود از مهمترین حامیان گسترش تجارت جهانی بود و شرکتهایش برای افزایش سود، تولید را به کشورهایی با نیروی کار ارزانتر منتقل کردند؛ تصمیمهایی که بسیاری از کارگران صنعتی آمریکایی را متضرر ساخت.
از نگاه روبیو، پژوهش درباره بردهداری، خشونت استعماری یا سلب مالکیت از بومیان آمریکا به نشانه ضعف تمدنی تبدیل میشود. این استدلال، نقد صادقانه گذشته را غیرمیهنپرستانه جلوه میدهد و تنها ستایش را مجاز میشمارد. او آمریکا را سرزمینی آزاد و بکر توصیف کرد که روح پیشگام غرب در آن شکوفا شد؛ اما این سرزمین خالی نبود. صدها جامعه بومی در آن زندگی میکردند که در جریان گسترش قلمرو آمریکا آواره شدند، به قتل رسیدند یا به مناطق محصور رانده شدند. بسیاری از پیمانهای منعقدشده با آنان نیز نقض شد.
غرور تمدنی؛ هشداری از یونان باستان
روبیو پادشاهان ایران را به پرستش مرگ متهم کرد و قهرمانان غربی را متفاوت دانست. این ادعا فراموش میکند که قدرتهای غربی بارها فداکاری برای پرچم و امپراتوری را ستودهاند. در جنگ جهانی اول، میلیونها جوان اروپایی با شعارهای وظیفه، افتخار و شکوه راهی میدان نبرد شدند.
یونانیان برای غروری که در سخنرانی روبیو دیده میشود، واژهای داشتند: «هوبریس»؛ خودبزرگبینی قدرتمندانی که موفقیت را نشانه برتری ذاتی خود میپندارند. نمایشنامه «ایرانیان» اثر آیسخولوس نیز شکست خشایارشا را نه دستاویزی برای تحقیر ایرانیان، بلکه هشداری به پیروزمندان نشان میدهد.
مسئله اصلی، قرار دادن دستاوردها در بستر تاریخی درست است. تمدن غرب مانند دیگر تمدنها، ترکیبی از نوآوری و خشونت، آزادیخواهی و سلطه بوده است.
نویسنده : مارکو کارنلوس از میان اخبار
-
تناقض بزرگ روبیو -
راز جایزه میلیوندلاری ترامپ برای افشاگران چیست؟ -
شمار کشتههای برخورد مرگبار دو قطار در اسپانیا به ۴۶ نفر رسید -
جنجال ناخنهای خانم نماینده
بیشتر بدانید:
ایران مارکو روبیو تمدن اسلامی تمدن غرب بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ۰ ۰ شما قبلا این خبر را لایک کردهاید . اخبار مرتبط
- چنگیزخان هم قدرت داشت؛ چرا روبیو تاریخ را وارونه میخواند؟
- دلیل خروج دیپلمات های آمریکایی از منطقه چه بود؟
- چرا پای خشایارشا به جنگ باز شد؟
ارسال نظرات نام E-mail نظر ارسال