- خانه
- / ادبیات
کد خبر: ۹۴۷۲۰۰ رازی که سیاوش کسرایی به شجریان گفت
کسرایی درحالیکه روزگار جوانیاش را میدید که در مقابل چشمانش دود هوا شده بود، در فضای وهمآلود شوروی به محمدرضا شجریان گفت: «به دوستانمان بگو…»
پ ، پـ
فرارو- سیاوش کسرایی یکی از مطرحترین شاعران معاصر ایران است. کسرایی ازآندست از شاعران بود که افزونبر شعر، بهسبب فعالیتهای سیاسیاش نیز شناخته میشد.
به گزارش فرارو، سیاوش کسرایی در 5 اسفند 1305 در اصفهان متولد شد و در 19 بهمن 1374 در وین اتریش از دنیا رفت. زندگی نهچندان طولانی کسرایی فرازونشیبهای بسیاری را بههمراه داشت که همین فرازونشیبها درنهایت از آن شاعر سرزنده کوهی از غم را به یادگار گذاشتند.
مرد کارهای نصفهنیمه!
«به دوستانمان بگو، هرآنچه حزب توده در مورد کمونیسم به ما گفت، دروغ بود.» اینها حرفهایی است که یکی از پرشورترین تودهایهای پیش و پس از انقلاب 57 در روزهای آخر عمرش به دوست صمیمیاش زد؛ سیاوش کسرایی، درحالیکه روزگار جوانیاش را میدید که در مقابل چشمانش دود هوا شده بود، در فضای وهمآلود شوروی، این حرفها را به محمدرضا شجریان زد.
کسرایی مردِ کارهای نصفهنیمه بود. نصفهنیمه شاعری میکرد؛ نصفهنیمه سیاسی بود؛ نصفهنیمه مینوشت و درنهایت نیز راههای غلط زندگیاش را یکی پساز دیگری نصفهنیمه رها میکرد و برمیگشت.
در اصفهان متولد شده بود، اما روزگار کودکی و نوجوانیاش را در تهران پشتسر گذاشت. پساز اتمام دوره ابتدایی تحصیلاتش، برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه تهران رفت و پیشاز آنکه موفق به پایان تحصیل شود، از دانشگاه فاصله گرفت.
در روزگار جوانی کارهای زیادی را تجربه کرد و درنهایت هیچکدام از آنها را به سرانجام نرساند. بااینحال، شعر و عضویت در حزب توده، دو ماموریت اصلی سیاوش کسرایی بودند که برای سالهای زیادی به آنها وفادار بود.
ماموریت نخست را با آشنایی با نیما یوشیج شروع کرد. کسرایی یکی از اولین افرادی بود که خودش را در جرگه یاران نیما قرار داد. با عضویت در انجمن ادبی شمع سوخته، در کنار هوشنگ ابتهاج، مرتضی کیوان، احمد شاملو و مهدی اخوانثالث قرار گرفت و به سرکردگی نیما، مسیر پرفرازونشیبی را آغاز کرد.
دومین ماموریت کسرایی اما در سال 1327 آغاز شد. در همین سال بود که جذب ایدههای حزب توده شد و به عضویت این حزب درآمد. با عضویت در این حزب، کسرایی تبدیل به شاعری متعهد شد. اشعار او صرفنظر از اهمیت ادبیشان رفتهرفته به بیانیههایی مبدل شدند که اعضای حزب توده را گرد هم میآوردند.
بااینحال هر دو ماموریت کسرایی بهنوعی ناتمام باقی ماندند. درگیریهای سیاسی باعث شد تا شعر او در بسیاری از مواقع تا حد بیانیههایی ژورنالیستی سقوط کند؛ درعینحال، سرسپردگی او به شعر باعث شد تا از درآمدن به هیئت یک تودهای بهتماممعنا جا بماند. کسرایی که با رصد اقدامات سازمان فداییان خلق، تمایلات چریکی جدیدی پیدا کرده بود، هرگز به قامت یک چریک درنیامد. بااینحال، شعرش را بدل به صحنه نبردی کرد که در آن ادبیات از اهمیتی دوممرتبه برخوردار بود.
در سالهای پساز انقلاب نیز اوضاع برای کسرایی تغییر چندانی نداشت. باوجوداینکه برای مدتی در روزنامههای پساز انقلاب به نوشتن شعرهای انقلابی پرداخت، درنهایت این مسیر را نیز بهتمامی طی نکرد و طولی نکشید که مجبور به ترک ایران شد.
ابتدا بههمراه خانوادهاش به افغانستان و درنهایت به شوروی نقلمکان نمود. در همین دوره بود که محمدرضا شجریان برای برگزاری کنسرت به روسیه رفت و در ادامه برای ملاقات با کسرایی رهسپار خانه وی شد.
کسرایی درحالیکه روزگار جوانیاش را میدید که در مقابل چشمانش دود هوا شده بود، در فضای وهمآلود شوروی به محمدرضا شجریان گفت: «به دوستانمان بگو…»
خبرنگار : مهدی دهقان از میان اخبار
-
رازی که سیاوش کسرایی به شجریان گفت -
تفال به حافظ: گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد -
اساطیر ایران؛ نیروهای شر در اساطیر ایران باستان -
عارف قزوینی؛ زندگی عارف و داستان دعوای او با ایرجمیرزا
بیشتر بدانید:
ادبیات شعر سیاوش کسرایی
-
آینده دخترتان را تغییر دهید!
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ۰ ۰ شما قبلا این خبر را لایک کردهاید . اخبار مرتبط
- تفال به حافظ: عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
- شهریار؛ پاشنه آشیل شاعر بزرگ ایران چه بود؟
- فروغ فرخزاد؛ چرا فروغ به شهرت رسید؟
-
آینده دخترتان را تغییر دهید!
ارسال نظرات نام E-mail نظر ارسال مجله خواندنی
-
چگونه با فهمیدن درسهای زندگی، مسیر آینده را عوض کنیم؟
-
۸ خط قرمزی که احترام دیگران را به شما برمیگرداند
-
سه عادت روزانه برای تربیت کودکانی موفق و سالم