- خانه
- / جامعه
کد خبر: ۹۹۰۱۴۳ زیدآبادی: یا مسئولیتی را نپذیرید یا با جان و دل انجامش دهید
زیدآبادی نوشت: «آدمیزاد در هر شرایطی، یا نباید مسئولیت و شغلی را بپذیرد و یا وقتی پذیرفت باید کارش را با جان و دل و شور و شوق انجام دهد. هیچ توجیهی برای بیزاری از شغل پذیرفتهشده وجود ندارد.»
پ ، پـ
احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود در یادداشتی با عنوان «کنار پنجره هواپیما» نوشت: پرواز ساعت ۹ بامداد بود. وقتی به فرودگاه رسیدیم روی تابلو ساعت ۸ را نوشته بود! گفتند یک ساعت جلو افتاده است! به ما و برخی از مسافران دیگر خبر نداده بودند! وقتی به آرامی معترض شدم انگار در نظرشان آدم متوقعی جلوهگر شدم. به نظرشان کاملاً عادی و طبیعی بود که اگر پرواز یک ساعت جلو افتاد، لازم نباشد به همهی مسافران اطلاع داده شود!
زیدآبادی در ادامه نوشت: از خانمی که پشت پیشخوان ارائهی کارت پرواز ایستاده بود، خواستم که کنار پنجره به من صندلی دهد. با سردی تمام گفت که همهاش پر شده و کنار پنجره جای خالی نیست. به دیگر مسافران متقاضی نشستن کنار پنجره نیز همین جواب داده شد. طرف انگار از زندگیاش به کلی بیزار بود و به کارش کمترین علاقهای نداشت. با خود اندیشیدم که لابد دستمزد ناچیزی میگیرد و یا خیال میکند که به او ظلم بزرگی شده است. با این حال، هیچ دلیلی ندیدم که با او همدلی کنم! آدمیزاد در هر شرایطی، یا نباید مسئولیت و شغلی را بپذیرد و یا وقتی پذیرفت باید کارش را با جان و دل و شور و شوق انجام دهد. هیچ توجیهی برای بیزاری از شغل پذیرفتهشده وجود ندارد.
او تصریح کرد: وقتی که هواپیمای ایرباس شرکت معراج آمادهی پرواز از تهران به سنپترزبورگ شد، بیش از نصف هواپیما خالی بود! صندلیهای کنار پنجرهها اغلب مسافری نداشت. با هماهنگی کادر پرواز کنار پنجره نشستم و با خود گفتم؛ حالا به فرض آدمی از شغلش بیزار باشد، چه دلیلی برای دروغگویی وجود دارد؟
زیدآبادی خاطرنشان کرد: من اصولاً پرواز را برای تماشای زمین از بالا تحمل میکنم. اگر امکانش نباشد، هیچ مسافرت هوایی برایم ارزش و لطفی ندارد حال مقصد هر کجا که میخواهد باشد!
وی در ادامه افزود: همین که هواپیما از زمین برخاست، بستر سبز رودی خشکیده در بیابان جنوبی رشتهکوه البرز نمایان شد. تمام بستر رود که مثل مارپیچی از دل کویر تفتیده تا دامنهی کوه امتداد یافته بود، به رنگ علف، سبزِ سبز بود. بعد قلههای البرز مرکزی با تودهی برفی بر پیشانی، یکی پس از دیگری ظاهر و سپس ناپدید شدند. آنگاه جنگلهای ضلع شمالی البرز و بلافاصله شالیزارها و آبادیهای ساحل خزر خود را به نمایش گذاشتند و گذشتند.
او در پایان نوشت: همینکه هواپیما ساحل پیچاپیچ خزر را پشت سر گذاشت، بزرگترین دریاچهی عالم با رنگ آبی زلالش در پرتو نور خورشید زیر پایمان قرار گرفت. آه که چقدر همه چیز زیبا و دلانگیز بود…
از میان اخبار
-
جزئیات آتشسوزی در هتل پارسیان استقلال -
زیدآبادی: یا مسئولیتی را نپذیرید یا با جان و دل انجامش دهید -
فوران گلفشان در سواحل مکران؛ آتشفشانی که آتش ندارد -
انهدام مهمات عملنکرده در پاکدشت در دو مرحله
بیشتر بدانید:
مسئولیت شناس احمد زیدآبادی بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ۰ ۰ شما قبلا این خبر را لایک کردهاید . اخبار مرتبط
- انتقاد زیدآبادی از پزشکیان/ شما به سهم خود چه میخواهید بکنید؟
- زیدآبادی: راهحل نبویان برای خاتمه جنگ چیست؟
- «هیچکارههای همهکاره!»/ انتقاد زیدآبادی به کارشناس صداوسیما
ارسال نظرات نام E-mail نظر ارسال